سرباز امام زمان بيت ماسرباز امام زمان بيت ما، تا این لحظه: 12 سال و 27 روز سن داره

سرباز امام زمان بيت ما

سلام دوستان...

1393/6/3 13:35
483 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه ی دوستای گل مجازیمونآرام

شرمنده که مدتی (حدود 2ماه) نبودیمخجالت

دلیلش اتفاقای خوب و بدی بود که تو این مدت افتاد و ما از اتفاقای خوبش شروع میکنیم به تعریف:

1. بالاخره طی یک برنامه ی چندین ماهه پروژه خرید سیسمونی محمدرادین ما هم به اتمام رسیدخسته. (با تشکر فراوان از مامان عزیز و بابای زحمتکشم)

2. چیدمان اتاق گل پسرمون هم رو به اتمامه انشااللهجشن. (با تشکر از آقای همسر مهربان و صبورم)

3. دو الی سه هفته ی دیگه به تشریف فرمایی فرزند ارشد و دلبندمون وقت باقی ست و خداروشکر هر دو در سلامتی کامل به سر میبریمخندونک. (خاله ها و نی نی هاشون لطفا برامون دست به دعا بشن که آخرش هم ختم به خیر بشه به یاری خدا)

و اما اتفاقای بدی که تو این مدت افتاد و باعث شد ما از یاد دوستان عزیز مجازیمون غافل بشیم:

1. درراستای در رفتن خستگی آقای همسر بعد از یه روز طولانی و پرمشغله، براشون چای دم کردیم و آوردیم گذاشتیم رو میز، دیدیم آقای همسر خییییلی خسته هستن طی یک حرکت همسردوستانه اومدیم ثواب کنیم،خیز گرفتیم که براشون چایی بریزیم که نمیدونیم چی شد و ...

در نهایت از ناحیه ی وسیعی کباب شدیمگریه و نتیجه اینکه چند هفته طول کشید تا پوست سوخته پای ما کنده شد و پوست جدید در اومد و همچنان هم جاش خیلی واضح موندهسکوت

2. به اتفاق خوانواده و خاله ها و بچه هاشون رفته بودیم پارک که همگی شام رو تو فضای باز نوش جان کنیم که یه عموی نیرومندی در حال والیبال بازی با دوستانشون، سرویس جانانه ای زدن و دقیقا تو شکم اینجانب فرود اومد و... گریهخلاصه چندروز گرفتار بودیم تا اطمینان حاصل شد که فرزندمان در سلامت کامل است همچنانقوی

3. آقای همسر به دلیل اینکه اصلا به سلامتی خودشون توجهی ندارن و تمام فکر و هوششون پیش بنده و جوجه ی به دنیا نیومده شون هست، بعد از یه درد طولانی و اصرارهای مداوم ما بالاخره رفتن دکتر و یه سنگ 4.5سانتی در کلیه شون کشف شد!!!!!تعجب

نتیجه اینکه طی یک ماه دو مرتبه بیهوششون کردن و سه مرتبه هم سنگ شکن کردن و هنوز کاملا دفع نشده و هنوز درد دارن غمگین

4. به دلیل اینکه نگران حال آقای همسر بودیم و علارغم اصرارهای بابا و مامان و همسر برای موندن تو خونه، برای بستری شدن همسر همراهشون رفتیم بیمارستان، یه ویروس خییییلی بد نصیبمون شد و بنده هم همونجا کنار همسر بستری شدمخندونک

نتیجه اینکه 7-10 روز بیمار بودم و 3عدد آمپول نوش جان کردیم + کللللی دارو و آبمیوه های زورکیخندونک

5. نجاری که قرار بود سرویس خواب اتاق رادین عزیز رو آماده کنه با دو ماه و نیم تاخیر + کلللللی حرص دادن کار رو تحویل داد... خسته

خدا به همه مون انصاف بده، اونقدر که بتونیم شرایط هم رو درک کنیم و قبل از قول دادن به تاثیری که ممکنه بدقولی هامون رو اعصاب و زندگی دیگران بذاره فکر کنیم. آمین.

6. داماد عموی مامان چند روز پیش فوت کردن و دیشب از تهران آوردنشون اصفهان و الان یک ساعتی هست که مراسم خاک سپاریشون تموم شده....غمناک

خدایش بیامرزد... انسان شریفی بودن.

دوستان عزیز لطفا برای شادی روحشون یه صلوات+یه فاتحه بفرستید.

پسندها (1)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

مامان نجمه سادات
3 شهریور 93 14:23
سلام عزیزم تبریک به شما و امام زمان به شما چون سرباز اقا رو داری پرورش میدی به حضرت امام چون سرباز کوچولویی مثل نی نی شما داره خدا حفظش کنه براون خوشحال شدم وبتو خوندم
مامان محمد رادین
پاسخ
سلام دوست عزیز. ازآشنایی با شما بسسسسیار خرسندیم
فاطمه ع
4 شهریور 93 12:53
سلام عزیزم واقعا عجب پرماجرا بود این 2 ماه خسته نباشی گلم ان شاا.. که همسری خو بشن و محمد رادین هم به سلامت بیان
مامان محمد رادین
پاسخ
سلام خاله فاطمه ی مهربون به تو راهیتون بگید برامون دعا کنه زییییاد
مامان آنیل
12 شهریور 93 19:30
صدقه دفع بلا میکنه صدقه بدید تا از هر شری در امان باشید.
مامان خانمی
15 شهریور 93 17:49
سلااااام خداروشکر که همه چی روبراهه م بیصبرانه منتظر دیدن روی ماه محمدرادین هستیم
مامان محمد رادین
پاسخ
سلامدوست خوبم ممنون. ما بیشتر
مامان خانمی
16 شهریور 93 20:03
سلام عزیز دلم امروز اومدم تا از محمدسجاد برات بگم پسر خوشگلم دیگه راحت چرخ میزنه و رو شکم میخابه.از خودش صدا در میاره انگار که میخاد حرف بزنه.خلاصه خیلی شیرین شده اینم دوتا عکس از پسر گل من. این وقتیه که محمدسجاد خودشو واسه مامانش لوس میکنه http://www.niniweblog.com/upl/amanat/14101015644.jpg اینم جدیدترین عکسش http://www.niniweblog.com/upl/amanat/14101017826.jpg فعلا بای تا بعد دوستت دارم
مامان محمد رادین
پاسخ
سلام بر مامان محمد سجاد شیرین اومدیم بهتون سر زدیم ماشاالله محمدسجاد خیلی خوردنی شده خدا زیر سایه پدر و مادر و ائمه براتون حفظش کنه
ماجده
17 شهریور 93 14:37
چقدر اتفاق افتاده توی همین مدت کوتاه امیدوارم خوب باشید و جوجه قشنگتون و پدرش همیشه سالم و سرحال کنارتون باشند مواظب خودتون باشید. خیلی هم قرآن بخونید برای پیشواز جوجه!
مامان محمد رادین
پاسخ
سلام خاله جدید ممنون که بهمون سر زدید ما امروز قرآن رو ختم کردیم (برای تشریف فرمایی جوجه)
مامان نجمه سادات
22 شهریور 93 11:13
سلام عزیزم بله اسباب کشی کردیم فقط منو نجمه سادات موندیم تا من امتحاناتمو بدم) اخه نی نی وقتی اومد مامانش نتونست 3تا از امتحانای خرداد بده محمد رادین خاله کی دنیا میاد؟
مامان محمد رادین
پاسخ
سلام به روی ماه شما و گل دخترتون انشاالله امتحاناتون رو به خوبی پشت سر بذارید این محمدرادین ما گویا بسی صبور هستن! امروز 9ماه و 4 روز از لانه گزینیشون میگذره و هنوز هیچ تصمیمی برای تشریف فرمایی ندارن!
نیکو مامان محمد امیر
25 شهریور 93 1:58
خدار وشکر که اتفاق های بد به خیر گذشته امیدوارم رادین جان سالم و سلامت بیاد توی بغلت و انقدرررررررررررررر راحت زایمان کنی که شش تا دیگه بچه بیاری
مامان محمد رادین
پاسخ
سلام ممنون از هر دو دعای بسسسسیار خیرتون
زهرا مامان زکریا
26 شهریور 93 15:51
سلام چقدر فراز و نشیب خدا رو شکر به همین قضایا ختم به خبر شده ولی تا موقع به دنیا اومدن اون مهمون جدید باید بیشتر توی خونه بمونید تا حداقل اتفاقات کمتری متوجه تون بشه ان شالله پاتون و کلیه باباییش هم خیلی زود خوب میشه و همه چی با تولد آقا محمد از یادتون میره
مامان محمد رادین
پاسخ
سلام از آشناییتون خوشبختیم چشم، ممنون از توجهتون
مامان گلشن
15 مهر 93 8:29
بلا به دور.انشاالله همه چیز ختم به خیر بشه
مامان محمد رادین
پاسخ
ممنون